close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان بی برگشت با فرمت apk, epub, jar, pdf
loading...

دانلود سنتر

دانلود رمان بی برگشت با فرمت apk, epub, jar, pdf . عشقی از نوع نفس … هر کدام نباشند زندگی تمام! خدا نکند برسد روزی که با لجبازی سرنوشت و تقدیر نفس یکی با نفس غریبه ای گره بخورد … و آن موقع است که دیگری … تمام! . رمان بی برگشت قسمتی از رمان داشتم روی تختم آهنگ گوش میدادم و کلی رفته بودم…

دانلود رمان بی برگشت با فرمت apk, epub, jar, pdf

دانلود رمان بی برگشت با فرمت apk, epub, jar, pdf

.

عشقی از نوع نفس … هر کدام نباشند زندگی تمام! خدا نکند برسد روزی که با لجبازی سرنوشت و تقدیر نفس یکی با نفس غریبه ای گره بخورد … و آن موقع است که دیگری … تمام!

.

رمان بی برگشت

رمان بی برگشت

قسمتی از رمان

داشتم روی تختم آهنگ گوش میدادم و کلی رفته بودم تو حس و چشامم بسته بودم که یهواحساس کردم رو هوام چشامو باز کردم دیدم فرهاد من رو بلند کرده و داره می بره سمت آشپزخونه انقدر دست وپا زدم که بالاخره گذاشت من رو زمین منم هرسم گرفت و هرچی زور داشتم مشت کردم دستامو مدام میزدم رو سینش ولی اون فقط می خندید هرسم گرفته بود از این که مشتای من هیچ اثری روش نداره.
-بابا انقدر حرص نخور آبجی کوچولو شیرت خشک میشه هاااااا
-خیلی رو اعصابی فرهاد، شاید هیکلم یک چهارم تو باشه اما خیر سرم 2 سال از تو بزرگترم آقا کوچولو…
صدای مامان نذاشت بحثمون رو ادامه بدیم :
-بسه فرهاد انقدر سر به سر لیلی نذار بیاید شام
من و فرهاد همیشه این طوری بودیم مدام با هم کل کل می کردیم و سر به سر هم میذاشتیم ولی هر کی هم نمیدونست من و فرهاد خوب می دونستیم این کارا همش از روی عشقه واسه من یه دنیا بود و یه فرهاد و یه مامان سیمین پدرم یک آدم مغرور و پول دوست بود که فقط از بچگی پولش بهم رسیده و هیچ مهر و محبتی ازش ندیدم و اگه بهم بگن با شنیدم اسم پدر یاد چی می افتی بدون فکر میگم پول و کتک زدن مادرم، بابای من وقتی بچه بوده توی شیراز زندگی میکرده و وقتی 13 سالش میشه می اد تهران و تا جون داره کار می کنه و انقدر تلاش می کنه و پادویی میکنه تا این که وضع مالیش خوب و خوب تر میشه و بعد ها یک کارخونه تولید کنسرو غذایی راه میندازه و کارش روز به روز بهتر میشه اما پولش به چه درد ما میخوره وقتی محبتش نیست و تبدیلش کرده به یک آدم آهنی بدون قلب ! اما عوضش یک بابا بزرگ داشتم که 3 سال پیش فوت کرد و من یکی از بهترین آدم های زندگیم رو از دست دادم مردی که همیشه مثل یک بابای مهربون بود و نذاشت من و فرهاد از دست اون بابای سنگی دق کنیم ولی خیلی زود رفت و من و فرهاد رو بی بابایی کرد!

.

لینک های دانلود :

.

دانلود رمان مخصوص گوشی های اندرویدی (APK)

.


دانلود رمان مخصوص گوشی های جاوا (JAR)

.


دانلود رمان مخصوص کامپیوتر (PDF)

.


دانلود رمان مخصوص گوشی آیفون و کتابخوان ها (EPUB)

درباره دانلود رمان ,
ادمین بازدید : 492 چهارشنبه 10 شهريور 1395 زمان : 19:51 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار
    آمار سایت
  • کل مطالب : 3862
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 7
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 274
  • آی پی دیروز : 870
  • بازدید امروز : 909
  • باردید دیروز : 2,480
  • گوگل امروز : 296
  • گوگل دیروز : 1089
  • بازدید هفته : 5,792
  • بازدید ماه : 53,325
  • بازدید سال : 185,770
  • بازدید کلی : 634,586

  • ابزار وبلاگ نويسي
    ابزار وبلاگ نويسي