close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان عشق و اسارت با فرمت apk, epub, jar, pdf
loading...

دانلود سنتر

دانلود رمان عشق و اسارت با فرمت apk, epub, jar, pdf . خلاصه رمان:این داستان درمورد دختر مغرور اما شیطونیه به اسم مانیاست که سند قلبش شیش دونگ خورده به نام پسری مغرورتر از خودش به اسم مانی، عشقی ناب بین دختر و پسرقصمون به وجود میاد، به وجود اومدن این عشق ناب همانا و. . رمان عشق و اسارت   قسمتی از رمان: من:همینی که هه ،گازشوگرفتموبه سمت خونه حرکت کردمو…جلوی خونه ترمزکردمو ریموت زدمو داخل خونه شدم وبدون هیچ حرف وعملی مستقیم رفتم اتاقمووروتخت ولو شدم فکرم درگیربود درگیرفردا،مانی،سفر،احساسم،ینی…

دانلود رمان عشق و اسارت با فرمت apk, epub, jar, pdf

دانلود رمان عشق و اسارت با فرمت apk, epub, jar, pdf

.

خلاصه رمان:این داستان درمورد دختر مغرور اما شیطونیه به اسم مانیاست که سند قلبش شیش دونگ خورده به نام پسری مغرورتر از خودش به اسم مانی، عشقی ناب بین دختر و پسرقصمون به وجود میاد، به وجود اومدن این عشق ناب همانا و.

.

رمان عشق و اسارت

رمان عشق و اسارت

 

قسمتی از رمان:

من:همینی که هه ،گازشوگرفتموبه سمت خونه حرکت کردمو…جلوی خونه ترمزکردمو ریموت زدمو داخل خونه شدم وبدون هیچ حرف وعملی مستقیم رفتم اتاقمووروتخت ولو شدم

فکرم درگیربود درگیرفردا،مانی،سفر،احساسم،ینی شکست میخورمو سرخورده برمیگردم؟؟ باصدای گوشیم رشته افکارم پاره شد

هیراد بود شیرجه زدم روگوشیو جیییییییییییییییییغ کشیدم واییییییییی هیراد جونی دلم واست تنگیده بود

هیراد خندیدوگفت آی آی جیغ جیغو باز که موشه سلامتو خورد

ببشید ذوق زده شدم خب سلام

هیرادسلام خانوم طلا منم دلم واست تنگ شده بود بپر پایین دم در منتظرتم

چیییییییییییییییییییی؟؟

درست شنیدی خانومی بپر که طبیعت زیرپام سبزید

اکی اومدم ،بدون خدافظی گوشیو قط کردمو باسرعت جت پریدم دم درهیراد به فراریش تکیه زده بود یه لباس مشکی جذب تنش بودوشلوار سفیدجین پاش بود و مثه همیشه جذاب و باشیطنت خاصی نگام میکرد

رفتم سمتشو دستامو گذاشتم روکمرمو سینمو دادم جلوو گفتم : آی آی چشات ودرویش کن آقاهه دخیه خوجگل مردمو تموم کردی

دستاش و باز کردو خندید وگفت نچ نچ حالا حالاها تموم نمیشی خانوم موشه

پریدم بغلشو گفتم دلم واست تنگ شده بود هیرادی

هیراد منو محکم فشوردوحلقه دستاش ودور کمرم تنگتر کردو گفت منم دلم واست تنگ شده بود شیطون بلا از بغلش اومدم بیرون..

درماشین واسم باز کردو گفت:افتخار

 .

.

لینک های دانلود رمان:

.


دانلود رمان  مخصوص گوشی های اندرویدی (APK)

.


دانلود رمان  مخصوص گوشی های جاوا  (JAR)

.


دانلود رمان مخصوص کامپیوتر (PDF)

.


دانلود رمان مخصوص گوشی آیفون و کتابخوان ها (EPUB)

درباره دانلود رمان ,
ادمین بازدید : 159 یکشنبه 10 بهمن 1395 زمان : 19:44 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار
    آمار سایت
  • کل مطالب : 3862
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 301
  • آی پی دیروز : 444
  • بازدید امروز : 954
  • باردید دیروز : 1,550
  • گوگل امروز : 315
  • گوگل دیروز : 484
  • بازدید هفته : 5,645
  • بازدید ماه : 20,057
  • بازدید سال : 447,185
  • بازدید کلی : 896,001

  • ابزار وبلاگ نويسي
    ابزار وبلاگ نويسي