close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان عشق و خرافات با فرمت apk, epub, jar, pdf
loading...

دانلود سنتر

دانلود رمان عشق و خرافات با فرمت apk, epub, jar, pdf . خلاصه رمان: خانواده الماسی خانواده ای مرفه هستند اما تمام بدبختی ها سراغ این خانواده می آید و این به دلیل نفرینی است که جده شان جیران کرده است. وقتی شوهر جیران به تحریک زن اولش جیران را با شلاق اینقدر میزند تا میمیرد او خاندان او را نفرین…

دانلود رمان عشق و خرافات با فرمت apk, epub, jar, pdf

دانلود رمان عشق و خرافات با فرمت apk, epub, jar, pdf

.

خلاصه رمان: خانواده الماسی خانواده ای مرفه هستند اما تمام بدبختی ها سراغ این خانواده می آید و این به دلیل نفرینی است که جده شان جیران کرده است. وقتی شوهر جیران به تحریک زن اولش جیران را با شلاق اینقدر میزند تا میمیرد او خاندان او را نفرین میکند. کامیاب نوه پسر اول مسئولیت این خانواده را بر عهده دارد. کامیاب از بچگی عاشق محبوبه دختر عمویش که یک زن مطلقه است می شود. اما ازدواج دو فرد در این خانواده با هم بدبختی را دو برابر میکند. تا اینکه بر اثر اتفاقاتی کامیاب و محبوبه مجبور به ازدواج با یکدیگر میشوند، اما محبوبه شرط میکند کامیاب حق نزدیک شدن به او را ندارد…..

.

رمان عشق و خرافات

رمان عشق و خرافات

 

قسمتی از متن رمان:

محبوبه، محبوبه، این صدای بانگ مادر عزیز و بزرگ خانواده الماسی است که ترا می خواند و من اینجا روی صندلی چوبی در زیر درخت سیب نشسته ام و ترا می بینم که آرام و متین از در اتاق خارج می شوی و به سوی مادرم که در حال باغبانی است به حرکت درمی آیی و آرام بانگ میزنی آمدم زن عمو! تو پیراهنی پلیسه به رنگ مغز پسته ای به تن داری و موهایت که چندان زیبا نیستند از زیر روسری ساده ات برای آنکه هوایی بخورند سرک کشیده و خود را به نمایش گذاشتهاند. موهایی به رنگ شب پرچین و شکن که گواهی میدهند هرگز دست آرایشگری لمسشان نکرده و آنها را آرایش نکرده. کفش بی بند کتانی سفید رنگت پاهای ظریف و کوچکت را پوشانده و هنگامی که به سوی مادرم پیش میروی کوچکترین صدایی از گامهایت بر روی سنگفرش باغ به گوش نمی رسد. نمیدانم چرا دوست دارم دزدانه به تو از زیر عینکی که بر چشم دارم نگاه کنم و تو را و فقط تو را توصیف کنم.
به گمانم این باغ متروک مانده یادگار اجداد تنها با بودن تو روح و نشاطی گرفته است. تو چند گلدان گل شمعدانی را روی لبهٔ سیمانی هره به ترتیب کنار هم مینشانی و از آبپاش که گمان داری خنکتر است بر برگهای گل می نشانی و لحظاتی به تماشایشان می ایستی و بعد متوجه حضور من در زیر درخت میشوی و سپس بدون هیچ واکنشی نگاه به بالای درخت و شاید هم آسمان میاندازی که آبی و بدون ابر است. زمان در این خانه متروک به جای مانده از صد و شاید هم بیش مرده و اجدادمان آن را در انتهای باغ زیر آن درخت نارون…

.

لینک های دانلود رمان:

دانلود رمان مخصوص کامپیوتر (PDF)

درباره دانلود رمان ,
ادمین بازدید : 29 سه شنبه 22 فروردين 1396 زمان : 13:0 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار
    آمار سایت
  • کل مطالب : 3862
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 14
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 91
  • آی پی دیروز : 840
  • بازدید امروز : 240
  • باردید دیروز : 2,495
  • گوگل امروز : 89
  • گوگل دیروز : 956
  • بازدید هفته : 240
  • بازدید ماه : 5,222
  • بازدید سال : 5,222
  • بازدید کلی : 454,038

  • ابزار وبلاگ نويسي
    ابزار وبلاگ نويسي