close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان خیال تو با فرمت apk, epub, jar, pdf
loading...

دانلود سنتر

دانلود رمان خیال تو با فرمت apk, epub, jar, pdf . خلاصه رمان:پریچهر در سایهٔ اقتدار پدر بزرگ رشد کرد .آنها باید هفته ائی یک بار به دستبوس پدر بزرگ میرفتند .پدر بزرگ شغل پسرها و ازدواجشان با دخترها را تععین میکرد .او عماد (پسر عموی پریچهر) را برای ازدواج با پروانه (خواهر پریچهر)انتخاب کرد و…

دانلود رمان خیال تو با فرمت apk, epub, jar, pdf

دانلود رمان خیال تو با فرمت apk, epub, jar, pdf

.

خلاصه رمان:پریچهر در سایهٔ اقتدار پدر بزرگ رشد کرد .آنها باید هفته ائی یک بار به دستبوس پدر بزرگ میرفتند .پدر بزرگ شغل پسرها و ازدواجشان با دخترها را تععین میکرد .او عماد (پسر عموی پریچهر) را برای ازدواج با پروانه (خواهر پریچهر)انتخاب کرد و به اختلاف مادر پریچهر و مادر عماد اعتنا نکرد .پریچهر با این جنگ میان دو خانواده خود و عمو بزرگ شد و با مرگ ……

.

رمان خیال تو

رمان خیال تو

 

قسمتی از متن رمان:

وقتی اتومبیل موریس پدرم در مقابل خانه پدربزرگ پارک کرد پیش از آنکه اجازه خارج شدن داده شود .پدرم بسوی بچه
هایش نگاه کرد و با لحنی کاملا جدی گفت:خوب گوش کنید چه میگویم همگی تان باید کاملا مراقب رفتارتان باشید و
کوچکترین خطایی نکنید همگی کاملا مودب باشید و پدربزرگ را نرجانید فهمیدید چه گفتم؟هیچکس حرفی نزد اما پدر
گفت:آرام پیاده شوید و پشت در بمانید تا خودم زنگ بزنم .من و خواهرم و دو برادر یک صف پشت در خانه پدربزرگ درست
کردیم تا وقتی پدر پیاده شد و خودش زنگ در حیاط در را فشرد لحظاتی طول کشید تا در بروی پاشنه چرخید و اندام عمو
غلام نمایان شد پدر ضمن دست دادن و حال و احوال پرسیدن سوال کرد:تو چرا در را باز کردی ننه کجاست؟عمو غلام نگاهی
به پشت سر پدر انداخت و با خنده گفت:ننه توی مطبخ است بچه ها را صف کردی؟
ما که جرات حرکت نداشتیم ساکت و صامت ایستاده و گوش به فرمان پدر داشتیم که دیدیم پدر برویمان لبخند زد و با اشاره
دست فرمان داد که داخل شویم.خانه پدر بزرگ وسیع و زیبا بود و در دروان کودکی ام هر گاه اسم باغ را میشنیدم خانه
پدربزرگ پیش چشمم مجسم میشد حال آنکه بعدها فهمیدم چنین نیست.وجود دو حیاط کوچک و بزرگ که با طاق نصرتی
از شمشاد بهم وصل یا از یکدیگر جدا شده بودند و وجود چندین باغچه و درختان کاج سر به فلک کشیده برای دخترکی
۹ساله چون من نمایی از باغ و بوستان داشت.پدربزرگ عاشق قناری و کبوتر بود و کبوتر خانه اش که در گوشه حیاط بزرگه
قرار داشت غالبا مورد بازدید مهمانان پدربزرگ بود.پدربزرگ مهمانان خودمانی اش را در حیاط کوچیکه پذیرایی میکرد و
بندرت از اتاقهای حیاط بزرگ استفاده میشد.

.

لینک های دانلود رمان:

دانلود رمان مخصوص کامپیوتر (PDF)

درباره دانلود رمان ,
ادمین بازدید : 9 سه شنبه 22 فروردين 1396 زمان : 13:3 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار
    آمار سایت
  • کل مطالب : 3862
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 149
  • آی پی دیروز : 441
  • بازدید امروز : 618
  • باردید دیروز : 1,673
  • گوگل امروز : 132
  • گوگل دیروز : 485
  • بازدید هفته : 9,308
  • بازدید ماه : 24,147
  • بازدید سال : 66,691
  • بازدید کلی : 574,682

  • ابزار وبلاگ نويسي
    ابزار وبلاگ نويسي